خرید بک لینک

درباره سایت

نقطه سر خط

امکانات وب

دیشب توی خواب آقای خامنه ای رو دیدم ، منو نگاهم میکرد منم نگاهش میکردم رفتم به سمتش احساس کردم میخوام گریه کنم بغلش کردم بعد وقتی بغلش کرده بودم دستم که دور بدنش بود احساس کردم ایشون از لحاظ اوضاع جسمانی ضعیف هستند برای همین بیشتر گریم گرفت طوری که نتونستم خودمو کنترل کنم و پیشش نموندم ...

اولین بار بود آقای خامنه ای رو توی خواب دیدم ... (:

برچسب: نویسنده: یونا اسدی‌پور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 20:31

یه زمانی حس و حال خوبی داشتم ( نه اینکه الان بد باشم) توی مسیر بودم اشتباهی ک اون زمان انجام دادم این بود که عجله داشتم ، همه عجله دارن میخوان زود به نتیجه برسند در صورتی که توی این راه نتیجه گرا بودن کاملا بی معنی و زمین زنندست ، رضایت شرط اصلی هستش ، خلاصه توی یه کتابی خوندم که نوشته بود مرتبه هر آدم نسبت به ظرف وجودی که داره بالا میره و اون زمان فکر کردم که لابد من ظرفیتم همنقدره و همونطور

برچسب: نویسنده: یونا اسدی‌پور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 20:31

کدوم یکی از ما هست که ندونه اگر عراق یا سوریه سقوط میکردن ما با دولت رسمی داعش رو به رو بودیم و بعدش نوبت ما می رسید؟ کسی براش مهم بوده ببینه چی به روز مردم سوریه اومده؟ ناموسشون رو بهشون تجاوز کردند و مرداشون رو به خاک و خون کشیدن اگر محسن حججی و امثالهم خارج از کشور میجنگند برای جلوگیری از این اتفاق هاست اینکه میگه من سرم رفت تا روسری نره منظورش همینه شما میتونی مثل مسیح علینژاد استدلالت

برچسب: نویسنده: یونا اسدی‌پور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 20:31

صفحه بندی